دوران اسارت آقا محمد خان در کاخ کریم خان زند
با سلام
همان طور که گفته شد آقا محمد خان قاجار بعد از کشته شدن پدرش به همراه خانواده در کاخ کریم خان زند اسکان داده شدند و آغا محمد خان جهت جلوگیری از هرگونه شورش احتمالی تحت نظر بود. وی به علت اطلاعات بالا و فن بیانی که داشت مورد علاقه کریمخان قرار گرفت، از طرفی عمه آقا محمد خان همسر کریم خان زند بود و کریم خان زند در اوقات بیکاری با آقامحمدخان به صحبت می پرداخت و از اطلاعات بالای او و اشعاری که او می دانست لذت می برد حتی یک بار آقا محمد خان از ترس جانش در حرم شاهچراغ بست نشسته بود کریم خان که در کاخ بود سوالی از کاخ نشینان پرسید و هیچکس نتوانست سوال وکیل الرعایا را جواب دهد، کریمخان گفت اگر آقا محمد خان بود به این سوال حتماً پاسخ می داد و قرار شد که به شاهچراغ رفتند و سوال را از خواجه قاجار پرسیدند بلافاصله آقامحمدخان جواب را داد و کریم خان به او او گفت که دیگر لازم نیست در اینجا بمانی به کاخ بیا که جانت در امان است.
آقا محمد خان با زیرکی که داش میدانست اگر هم موفق به فرار بشود کاری نمی تواند از پیش ببرد و دوباره دستگیر خواهد شد به همین خاطر تلاشی برای فرار از کاخ نمی کرد همین امر باعث شد وکیل الرعایا به او اعتماد پیدا کند و آزادی نسبی به او بدهد آقا محمد خان نیز که به شکار روباه علاقه داشت از وکیل الرعایا اجازه خواست هفته ای یکبار از شیراز خارج شود و به شکار روباه برود، کریم خان نیز به شرط آنکه شب به داخل شیراز برگردد به این اجازه را داد. آقامحمدخان این کار را مدتها ادامه داد پس از گذشت چند ماه محمد خان متوجه شد کریم خان بیمار می باشد به همین خاطر با خاندان خود پنهانی ارتباط برقرار کرد و خود نیز برای شکار روباه از شیراز خارج شد البته با دو نفر محافظی که داشت و می دانست اگر کریمخان بمیرد ابتدا دروازه های شهر بسته میشود و او نمی تواند خارج شود اگر فرار میکرد و کریمخان زنده می ماند پس از بلند شدن از بستر بیماری با او به شدت برخورد خواهد کرد به همین خاطر منتظر ماند تا مطمئن شود که کریم خان مرده است و وقتی دروازه های شهر بسته شد اطمینان حاصل کرد کریمخان دارفانی را بدرود گفته است و به سرعت به سمت استرآباد حرکت کرد در راه به علت عجله ای که داشت سه اسب خریداری کرد و هر سه اسب از فرط خستگی مردند ولی آقامحمدخان با اراده بالایی که داشت به استرآباد رسید و اینگونه شد که از چنگ کریم خان و خاندان زندیه آزاد گشت و مقدمات به قدرت رسیدن را فراهم نمود.
